دیروز برای خرید مقداری وسیله با ماشین راهی بازار شدم. شلوغی و ازدحام بیش از حد خیابان و عبور سرسام آور موتور سواران با سرعت بسیار بالا که گویی تک خیابان شهر را با پیست های سرعت اشتباه گرفته بودند و آنگونه میراندند که چشم آدمی از تشخیص صحیح آنها باز می ماند، باعث شد ماشین را در گوشه ای پارک کنم و بخاطر حفظ جان خویش و دیگران مسیر را پیاده طی کردم، با این خیال که شاید اینگونه بتوانم با خیالی آسوده تر به مقصد خویش برسم. (حال بماند برای گیر آوردن جای پارک ماشین چه دردسرهایی که تحمل نکردم)
بالاخره با پای پیاده راهی بازار شدم. در مسیری که از خیابان طالقانی عبور می کردم به ناگاه با صدای ترمز هولناکی به خود آمدم، باورش برایم بسیار سخت بود. درست می دیدم! موتور سواری با سرعت بالا در پیاده رو در حال گذر بود که به علت بی توجهی عابر پیاده در پیاده رو با این موتور بیچاره برخورد کرده بود و کلی برای موتور سوار مشکل بوجود آورده بود! بخود گفتم بیچاره موتور سوار که با چه مردم بی فرهنگی روبرو شده است!
به مسیر خود ادامه دادم و برای عبور از خیابان با کلی بسم الله راهی آن طرف شدم. هنوز دو قدم برنداشته بودم که به ناگاه شئی که در ابتدا ندانستم فضایی است یا زمینی با سرعتی معادل سرعت نور از کنارم عبور کرد. با خود گفتم حتما بی توجه به محیط اطراف پا به خیابان گذاشتم.
قدمی دیگر برداشتم و چشمان خود را کامل باز نگه داشتم تا اینبار چیزی از چشمانم دور نماند که در همان لحظه با وسیله که بیشتر شبیه اسبی بود که دو پایش را به سوی آسمان بلند کرده باشد و با سرعت بالا حرکت می کرد مواجه شدم، دقیق به آن خیره شدم و دیدم وسیله ایست دوچرخ که دو جوانک بر آن سوار گشته و در حال جولان در شهر هستند.
با فکری مشوش اتفاقات رخ داده به راه خود ادامه دادم. موفق شده بودم با تنی سالم عرض خیابان را طی کنم و به آن طرف که رسیدم برای رفع بلا پولی را در صندوق صدقات انداختم.
بالاخره به بازار رسیدم اما بسیار تعجب کردم، چرا بازار در خیابان واقع شده بود! ندانستم وارد بازار شده ام یا در خیابان اصلی شهر گام برمی دارم؟! در آنجا که بازار نام نهاده بودند آنقدر موتور سوار در تردد بود که بیشتر به خیابان یا بهتر بگویم به پیست موتور سواری شبیه بود. در همین فکر بودم که ناگاه حس کردم شئی با سرعت و قدرت بالا به بدنم برخورد کرد و در همان لحظه فکر کردم دنیا واژگون شده اما آن من بودم که بر اثر برخورد با موتور سیکلت در حال چرخ زدن در هوا معلق شده بودم. (در همان حال گفتم حتما صندوق صدقه خراب بوده که این بلا بر من نازل شده است!)
به خود که آمدم دیدم پسرکی با سن و سال کم به چشمانم خیره شده و می گوید: هی یارو حواست کجاست؟ چرا جلوی پایت را نگاه نمی کنی؟ به خاطر عدم توجه به حقوق ایشان بسیار معذرت خواهی کردم و ایشان با کلی چشم غره بالاخره بنده را بخشیدند!
کاملا گیج و منگ شده بودم. واقعا من در چه شهری زندگی می کنم؟ مگر در شهر من قوانین راهنمایی و رانندگی اجرا نمی شوند؟ مگر پیاده رو و بازار محل عبور عابرین پیاده نیستند؟
چه انتظاری از شهری می توان داشت که پاسگاه راهنمایی و رانندگی اش در میدان اصلی شهر واقع است؟
به یاد مقاله یکی از دوستانم افتادم. ایشان مردم را به سه رنگ چراغ راهنمایی تشبیه کرده بود. به موتور سواران رنگ قرمز را که نشانه خطر است اختصاص داده بود و مردم را به چراغ سبز که علامت عبور آزاد است تشبیه کرده بود و جالبترین نکته تشبیه ایشان، تشبیه مأمورین راهنمایی و رانندگی به چراغ زرد رنگ بود که نماد احتیاط و بی خطری است.
به تشبیهات ایشان احسنت گفتم و با دید منطقی به گفته ایشان نگریستم. موتور سواران شهر من به عنوان بزرگترین خطر برای شهروندان محسوب می شوند که هیچ یک از قوانین رانندگی در مورد آنان صدق نمی کند و به همین خاطر رنگ آنها قرمز است. پلیس های شهرم هم که تنها نظاره گر این رفتار نادرست و غیر قانونی موتور سواران هستند و هیچگونه عکس العملی برای جلوگیری از این قانون شکنان نشان نمی دهند و به راستی که تنها رنگ شایسته آنها نیز زرد است و رنگ مردم شهرم هم در همه حال، چه چراغ سبز باشد و چه قرمز و چه زرد در حال عبور از خیابانها هستند سبز است.
پس قوانین برای چه کسی وضع شده اند و چه کسی باید آنها را اجرا کند و مردم چه نقشی در این راستا دارند؟ تا کی باید شاهد قانون شکنی موتور سواران و عدم توجه پلیس به این امر باشیم؟
تازه به یاد این بخش از سفرنامه مارکوپلو افتادم که میگفت: "گويا اين از آداب تردد مردم در اين شهر است که جوانک ها سوار بر اسب هايشان شده و آنگونه بتازند که گويا قصد رسيدن به مقصد را ندارند!"
به امید روزی که بی قانونی های این شهر پایان یابد.
حدوداً یک ماه پیش بود که چاله های عمیقی در میدان اصلی شهر (۱۷ شهریور) حفر شد. در ابتدا فکر کردم می خواهند برای رفع مشکل کم آبی چند حلقه چاه عمیق در این میدان احداث کنند که هم فاصله خط انتقال آنها کمتر باشد و هم در دسترس باشند.
عمق این چاله ها آنقدر زیاد بود که شباهتی شگرف به چاه داشتند، اما بعدها متوجه شدم که این گودال ها قرار است زیر بنای ساخت ایستگاه اتوبوس شوند!!!
بعد از گذشت چند روزی با سازه های غول پیکری مواجه شدم که بیشتر به بیلبوردهای تبلیغاتی شباهت داشتند تا ایستگاه!!!!!
نمی دانم این آقایان به ظاهر مسئول چگونه می خواهند و می توانند به زیباسازی فضا و نمای شهر کمک کنند؟
میدان ۱۷ شهریور به عنوان میدان اصلی شهر باید اینگونه مورد بی مهری قرار گیرد؟!
این میدان که به نام میدان بانک ملی معروف است، از امروز باید به فکر تغییر نام عام خود باشد، چون دیگر بانک ملی پشت سازه آهنی غول پیکری پنهان شده و نمای اصلی آن دیده نمی شود.
شهرداری با عقد قرارداد با یک شرکت تبلیغاتی نسبت به احداث این ایستگاهها اقدام کرده است. اما بر اساس کدام ضوابط و مقررات و اصول شهرسازی؟
برای احداث ایستگاه اتوبوس ابتدا باید به چند نکته اساسی و اصلی توجه نمود:
۱- مکانی که اتوبوس های شهری بتوانند به سادگی به مسافران خدمات ارائه دهند.
۲- مکانی که شهروندان برای رسیدن به آنجا راه طولانی را نپیمایند.
۳- جایگاهی که مخل آسایش مردم نباشد.
۴- مکانی به حقوق حقّه دیگران تجاوز نکرده و قوانین را نقض نکند.
با توجه موارد فوق الذکر شهرداری شوشتر آسانترین و در عین حال نامناسبترین گزینه را برگزید و بدون هیچگونه توجه به حقوق شهروندی اقدام به احداث این ایستگاهها کرد.
به کدامین حق و براساس کدام قانون می توان به نمای یک ساختمان تجاری تجاوز کرد و نمای آنرا از بین برد؟
بجز بانک های ملی و صادرات که به جرأت می توان گفت محو این آشفته بازار شده اند، یک ملک تجاری که سالیان سال اقدام به پرداخت عوارض شهرداری کرده، اکنون تنها به این جرم که در میدان اصلی شهر واقع شده است باید به طور کلی محو شود.
براساس قوانین راهنمایی و رانندگی توقف در میدان ممنوع بوده، اما انگار در شوشتر قوانین و ضوابطی دیگر جاری است!
نمی دانم به کدامین بی تفکری و شاید بی دانشی مسئولین شهر بپردازم که با انجام و اعمال نظرهای غیرکارشناسانه این چنین به جان این شهر پیر تاریخ افتاده اند؟ و بجای اینکه به فکر زیباسازی و پیشرفت این کهن شهر باشند، به تخریب دست برافراشته اند!
کاش اندکی به شهرمان بیشتر توجه می کردیم و نسبت به آن دلسوزتر بودیم.
کاش مردی از جنس همین مردم و آشنا به اصول مدیریت و شهرسازی برمی خواست تا دادگر این شهر کهن باشد.
کاش روزی به این خودباوری می رسیدیم که شوشتری (همه مردمی که در حیطه جغرافیایی شوشتر زندگی می کنند) می تواند با تکیه بر استعدادها و دارایی های خویش به پیشرفت شهرش کمک کند.
کاش روزی جوانان این شهر خود را باور می کردند و به توانایی های خود پی می برده و جهت شکوفایی این دیار تاریخی همت می گماشتند.
و کاش و کاش و کاش ...
به قول یکی از دوستان کاش فصل سرد این شهر پایانی داشت!
به امید پایان فصل سرد و شروع فصل بهار و نو شدن.
وجود خیابان های زیبا و تمیز، کوچه های پاکیزه و بطور کلی نظافت محیط شهری و اهتمامی که در این راستا مسئولین شهری نشان می دهند، خود حکایت از آن دارد که یک شهر در چه سطحی از پیشرفت و ترقی است. این امر علاوه بر زیباسازی محیط شهری و ایجاد فضایی که شهروندان در آن احساس آرامش کنند، می تواند به جذب بیشتر گردشگران کمک کند.
گردشگران و مسافران بیش از آنکه به جاذبه های دیدنی یک منطقه توجه کنند، امکانات و ایده آل های آن منطقه را مورد بررسی قرار می دهند که می توان نظافت و زیبایی شهر را یک عامل مهم در انتخاب آنها نام برد.
با توجه به اینکه شوشتر شهری سنتی و تاریخی است و جاذبه های توریستی زیادی در شهر وجود دارد، سالانه گردشگران داخلی و بین المللی زیادی به این شهر سفر می کنند. هرچه امکانات اولیه رفاهی، بهداشتی، و نظافت اماکن بیشتر باشد، شوشتر می تواند به یک قطب بزرگ توریستی در منطقه تبدیل شود.
شهرداری شوشتر در این راستا تلاش برای ایجاد آسایش شهروندان و ایجاد محوطه ها و خیابانهای زیبا و پاکیزه و به دور از هر نوع بیماری دارد که با ایجاد مخازن دفع زباله مانع انباشته شدن زباله ها در گوشه و کنار خیابانها شده است.
با توجه به صرف هزینه های هنگفتی که شهرداری در این راستا انجام داده است، آیا نیاز به وجود فرهنگ استفاده صحیح در بین شهروندان و مسئولین نیاز نیست تا این مخازن بتوانند کارکرد واقعی خود را نشان دهند؟
مخازن قدیمی که در شهر استفاده می شد و به صورت مشبک بود مشکلاتی را در پی داشت که مهمترین آنها ریزش زباله های ریز از لابه لای شبکه ها و عدم راهکاری مناسب جهت تخلیه زباله بود.
در حال حاضر شهرداری مخازن مکانیزه ای را نصب کرده است که با گذشت حدود یک ماه از به کارگیری آنها نیاز است بدانیم، شهرداری تا چه حد در این اقدام خود موفق بوده است؟ تا چه اندازه توانسته محیط شهر را تمیز و شهروندان را راضی نگه دارد؟
متاسفانه شاهد آن هستیم مخازنی که قابلیت جمع آوری مقدار زیادی زباله را دارند بیشتر بر آلودگی محیط شهری و معابر افزوده اند.
مخازن دفع زباله نیاز به تخلیه روزانه و شست و شوی مرتب دارند، اما عدم تخلیه به موقع بعضی از آنها سبب سرریز شدن زباله به اطراف و ایجاد بوی بد می شود که موجب تجمع و حیوانات ولگردی مانند گربه ها بخصوص در موقع شب و تجمع حشرات موذی همچون مگس و سوسک مخصوصاً در اطراف مخازنی که مواد غذایی در آنها وجود دارد، باعث افزایش بیماری ها می شود.
مخازن دفع زباله باید دارای درب باشند اما هدف شهرداری شوشتر از عدم استفاده درب این مخازن چیست؟ چرا مخازنی را که خود درب دارند باید به این شکل مشاهده کنیم؟ درصورتی که داشتن درب، تخلیه و شست و شوی مرتب، علاوه بر پاکیزگی شهر در کاهش بوی ناشی از زباله ها، بیماریها و هجوم حیوانات و حشرات اطرف آنها نیز موثر است.
یکی دیگر از مشکلات این مخازن، نداشتن جایگاه ثابت و ویژه بعضی از آنها است. به عنوان نمونه در منطقه فرهنگ شهر که مکان ثابتی جهت استقرارشان در نظر گرفته نشده است، هر لحظه شاهد جابه جایی و گاهی نیز شاهد آن هستیم که وسیله ای برای بازی کودکان می شوند. و دیگر به دلیل سیار بودن و محافظ نداشتن، سودجویانی هستند که از تاریکی شب و خلوتی شهر استفاده کرده و آنها را به سرقت می برند.
در بسیاری از کشورهای جهان و شهرهای ایران که از این مخازن استفاده می شود معمولاً زباله ها را به دو دسته زباله های خشک و خیس (تر) دسته بندی می کنند تا علاوه بر تفکیک زباله و رعایت اصول بهداشتی به کارآیی بیشتر این مخازن کمک کرده و هزینه های ناشی از جمع آوری و دفع زباله ها را کاهش دهند.
زباله های تر که معمولاً ته مانده مواد غذایی است و دارای پساب هستند و در صورت تجمع علاوه بر ایجاد بوی بد، سبب بیماریهای مزمنی در سطح شهر می شوند و نیاز به شست و شوی مرتب دارند و تنها تخلیه زباله آنها کافی نیست. چون باقی ماندن پساب سبب بوی بد به خصوص در هوای گرم و تجمع حشرات در اطراف آنها می شود، به طوری که در بازار برای مغازه دارن ایجاد مزاحمت کرده و بعضی از آنها بیان می کردند این عملکرد شهرداری نه تنها از آلودگی کم نکرده است، بلکه به دلیل جابه جایی مخازنی که در نزدیکی مغازه های قصابی و بازار تره و بار قرار دارند، به علت وجود ته مانده های گوشت و میوه بوی بسیار بدی دارند و آلودگی زیادی ایجاد می کنند.
اما زباله های خشک که معمولاً کاغذ، کارتن، شیشه و غیره می باشند و در صورتی که در یک مخزن جدا جمع آوری شوند قابل بازیافت هستند و علاوه بر استفاده مجدد آنها به اقتصاد شهری نیز کمک کند.
شهرداری می تواند با دقت نظر بیشتر در ایجاد و شهروندان در استفاده درست، علاوه بر نگهداری و خفاظت از این مخازن با همکاری یکدیگر در زیباسازی شهر و جذب توریست تلاش کرده و در محیطی آرام و بدون آلودگی زندگی نمایند.
نگارنده: هاجر عیدی زاده
وبلاگ شوشتر آباد آماده پذیرفتن مقالات شماست
می خواهم بنویسم از دارایی های شهرم، از امکانات و زیر ساخت ها و مسئولین دلسوز آن.
این بار می خواهم بنویسم چه داریم، چون از نداری ها به جایی نمی رسیم.
می خواهم بنویسم شهری داریم با یک خیابان، یک پل، یک سینما، یک بیمارستان و یک حوزه علمیه!!!
می خواهم بنویسم شهری داریم که جوانان آن کمبود امکانات تفریحی و رفاهی را احساس نمی کنند و بیکاری در شهر ما معنایی ندارد.
می خواهم بنویسم از خیابان ها و کوچه های شهرم که هم باعث آرامش همشهریانند و هم فرح بخش گردشگران.
می خواهم بنویسم در شهرم کمبود امکانات بیمارستانی وجود ندارد و بیماران بدون هیچگونه مشکلی از تجهیزات پزشکی برخوردارند.
می خواهم بنویسم شهرم سرسبزترین شهر ایران است و پارکها و فضاهای سبز آن از تمامی امکانات رفاهی را دارا هستند.
می خواهم بنویسم شهرم دارای بزرگترین پل و زیباترین آن در خاورمیانه است.
می خواهم بنویسم در شهرم به علت وجود جاده های ارتباطی مناسب شاهد تصادفات دلخراش همشهریانم نیستم.
می خواهم بنویسم از پیشرفت پروژه های بزرگ عمرانی شهرم که هر روز شاهد یک افتخار آفرینی دیگر هستم.
می خواهم از بزرگترین شرکت کشت و صنعت منطقه که در شهرم واقع است و با تمامی توان و کارآیی به فعالیت خود ادامه می دهد، بنویسم.
می خواهم بنویسم در شهرم مسئولینی وجود دارند که تمام هّمْ و غّمْ خود را جهت بهبود وضعیت معیشت شهروندان گمارده اند و اصلاً دنبال حاشیه و جنجال و درگیری با مردم و مطبوعات نیستند.
می خواهم بنویسم در شهرم مسئولی وجود ندارد که شب سر بر بالین گذاشته و مطمئن نباشد که تمام شهروندان در حوزه کاری او از تمامی رفاهیات برخوردارند.
می خواهم از هماهنگی ارگان های شهرم بنویسم که همگی در یک راستا و با برنامه ریزی کامل عمل می کنند.
می خواهم بنویسم در شهری زندگی می کنم که می خواهد جهانی شود و فرهنگ مردم این شهر آنقدر بالاست که در صورت جهانی شدن باعث فخر ایرانیم.
می خواهم بنویسم شهروندان شهرم هیچگاه به یکدیگر بی احترامی نکرده و رعایت حقوق شهروندی را سرلوحه کار خویش قرار داده اند.
می خواهم بنویسم شهرم دارد یک تاریخ 2500 ساله کهن که باعث فخر همشهریان است و لاغیر!!!
امروز برحسب نیاز به بانک صادرات شعبه مرکزی رفتم و برای واریز اندک پولی، چند ثانیه ای را در این مکان رویایی سپری کردم و خالی از لطف ندیدم که شما را نیز در این سفر به یاد ماندنی همراه خود کنم.
ساعت ۱۰:۲۵ دقیقه وارد بانک شدم و طبق روال معمول شماره گرفته و منتظر نوبت شدم، اما با توجه به شماره خود دانستم تا ظهر نوبت به بنده نرسیده و برای انجام امور دیگر بانک را ترک کردم و در این زمان ۲۰۱ نفر در نوبت بودند!
بار دیگر ساعت ۱۲:۱۸ به بانک رجوع کردم و متوجه شدم در مدت ۲ ساعت کاری تنها ۲۵ نفر از مراجعین موفق به اتمام کار خود شده بودند که به اعتقاد بنده و بسیاری از دوستان این افراد موفق به شکستن شاخ غول شده اند.
پس از پیگیری ماجرا متوجه شدم در این مدت زمان شبکه های بانکی مختل شده و کارمندان شریف و پرشور نتوانسته اند خدمت رسانی مناسبی به ارباب رجوعان بانک داشته باشند.
از ساعت ورود دوباره بنده به بانک در مدت ۲۵ دقیقه باجه ها از طریق سیستم شماره خوان تنها یک شماره را اعلام کردند که باعث شعف کلیه مراجعین شد و پس از تشویق باجه های ۲ و ۷ مسابقه ای سرعتی با یکدیگر گذاشته و در کمتر از ۱۰ دقیقه حدوداً ۳۰ شماره اعلام کردند که نشان دهند در شوشتر خطوط ADSL اینترنت نیز در حال راه اندازی است.
کارکنان فعال و پرشور بانک صادرات علاقه وصف ناشدنی به خدمت رسانی مردم دارند و برای اجرای این مهم از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند. هر وقت که ارباب رجوع کار دارد به فکر خوردن چای و استراحت نیستند. یکی از این عزیزان همواره در حال حل مشکلات مشتریان از طریق تلفن و دائماً در حال تلاطم است تا بتواند از راه ارتباطات مناسب به این مهم دست یابد. این کارمند عزیز که بعدها متوجه شدم مسئول امور بایگانی است دائماً در حال حرف زدن با تلفن بوده و بطور مشکوکی از عوامل نفوذی مخابرات در بانک جلوه می کند.
حال به شباهت های بانک صادرات و خطوط اینترنت در شوشتر می پردازیم:
- انجام عملیات بانکی و Connect شدن به اینترنت یکی از آرزوهای مردم شوشتر است که پس از موفقیت آمیز بودن تلاششان دچار شعف و شادی بسیار می شوند.
- سرعت بسیار بالای کارمندان شریف بانک همانند سرعت اینترنت است که بطور چشمگیری همه را معطوف خود ساخته است.
- قطع شدن دائم سیستم های بانک مذکور و disconnect شدن خطوط اینترنت شباهتی بس شگرف به یکدیگر دارند که موجب پیشرفت کار دوستان می شود.
- پرداخت یک قبض در بانک سرعتی مشابه بازکردن یک صفحه سایت است که حدوداً نیم ساعتی به طول خواهد انجامید.
- و دیگر شباهت های این دو که در اولین مراجعه خود متوجه آنان خواهید شد!
بالاخره پس از حدود ۲ ساعت گذران وقت در ساعت ۱۳:۲۰ با این سخن شیرین و دلچسب مأمور باجه مواجه شدم که گفت: امروز دیگر وقتی برای پرداخت پول نمانده و دوباره فردا به این مکان رویایی گذری کرده و ما را از حضور خود مشعوف کنید. بنده هم با لبی خندان و دلی شاد بانک را بدرود گفتم تا بار دیگر سلامی گرم به این سرای شیرین داشته باشم.
با فرا رسیدن فصل تابستان و تعطیلی مدارس پر کردن اوقات فراغت جوانان به یکی از مهمترین دغدغه های خانواده ها تبدیل می شود.
حضور در کلاسهای درسی، ورزشی، هنری و مسافرت از مهمترین برنامه های خانواده جهت پر کردن اوقات فراغت جوانان است.
در روزهای گرم تابستان بستر رودخانه یکی از اماکنی است که پذیرای خیل وسیعی از همشریان و مهمانانی است که برای اوقات فراغت خود این اماکن را انتخاب می کنند.
بقیه در ادامه مطلب...
بالاخره بعد از سالیان متمادی و نبود یک نشریه محلی ویژه شوشتر بالاخره در ۳۱ تیرماه جاری اولین نشریه محلی در شوشتر با نام "شوشترنامه" به چاپ رسید.
این ویژه نامه که قصد در بیان و پیگیری مشکلات این شهر کهن دارد با تلاش و پیگیری سید طاهر موسوی زاده بعنوان مدیر مسئول و چندی از جوانان علاقمند زیر نظر روزنامه نور خوزستان در حال نشر است.
این ویژه نامه قرار است هر دو هفته یکبار مختص شوشتر به چاپ رسد و کلیه اخبار و اتفاقات این شهر را تحت پوشش خود قرار داده و سعی کند در پیگیری مشکلات مطرح شده گامهای موثری بردارد.
بیشتر دغدغه این گروه جوان مشکلات و کمبودهایی است که از پیشرفت این شهر باستانی جلوگیری کرده است. بنابراین اینان تصمیم گرفته اند با عزمی راسخ و با همکاری تمام شهروندان شوشتر با گوشزد کردن مشکلات و پیگیری آنها در رفع مشکلات این شهر برآیند.
پس وظیفه ماست تا با هم فکری این گروه کوشا به یاری آنها پرداخته و با بیان مسائل و مشکلات در حل معضلات این شهر یاریشان کنیم.
کلیه همشهریان گرامی برای بیان مشکلات خود می توانند همه روزه از ساعت ۹ الی ۱۳ و ۱۸:۳۰ الی ۲۱:۳۰ با تماس با شماره تلفن های ۶۲۱۱۵۵۸ و ۶۲۱۱۵۵۷ به بیان دیدگاه ها و مشکلات خود پرداخته موجبات پیشرفت این نشریه محلی را فراهم کنند.
در ضمن پایانه پیامک این نشریه در کلیه ساعات شبانه روز آماده دریافت نظرات و انتقادات شماست.
شماره سامانه پیامک: ۰۹۳۵۶۲۴۳۸۵۵
یادمان باشد که باید دست در دست هم دهیم تا بتوانیم شهر خود را به گذشته درخشان و روزهای پر شکوهش برگردانیم.
سلام
امروز ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۸۷
بالاخره ایام تعطیلات نوروز رو به اتمام است و مسافران نوروزی کم کم در حال بازگشت به شهرهای خود می باشند.
امسال هم مطابق سالهای گذشته تعداد زیادی از هموطنان عزیز از شهر تاریخی ما دیدن کردند و با جاذبه های گردشگری شهرستان آشنا شدند.
ایام سپری می شود اما کاش هر روز عملکرد ما نسبت به روز پیش بهتر می شد!!!
فضای سبز و پارکها از مهمترین اماکن استراحت مهمانان نوروزی می باشند اما آیا مهمانان عزیز می توانند هر گونه که بخواهند با این اماکن برخورد کنند؟
آیا نظارتی بر آنان وجود دارد؟
حتما در تمامی شهرهای ایران بزرگ در پارکها و فضاهای سبز با چنین نوشته ای رو به رو شده اید:
"چمن ها زنده اند روی آنها راه نروید"
اما انگار در شهر کهن سال ما همه مرده اند حتی گیاهان سبز!!!
اگر از گفته بنده در تعجب به سر می برید به دقت به عکسهای زیر نگاه کنید و آنگاه به حقیقت ماجرا پی خواهید برد!


نکته جالب تر در این مورد هنگامی که به ماموران شهرداری در پارک داریون نکته را بازگو کردیم هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندادند و فرمودند این کار بر عهده اجرائیات می باشد و هنگامی که شماره اجرائیات را از آنان خواستار شدیم با این نکته مواجه گردیدیم : "ما شماره اجرائیات را نداریم!!!"
خلاصه دوستان عزیز در این شهر بی قانون ما پیشرفت و ترقی وجود ندارد.
براساس حكم كميتهانضباطي فدراسيون فوتبال تيم كشت و صنعت كارون شوشتر به رقابتهاي دسته سوم باشگاههاي ايران سقوط كرد.
بنابر اعلام روز دوشنبه سايت هيات فوتبال خوزستان ، پس ازاعلام راي كميته انضباطي مبني بر تعليق فعاليتهاي باشگاه كشت و صنعت شوشتر در ليگ دسته دوم به دليل عدم پرداخت مطالبات بازيكنان سابق اين تيم ودادن مهلت چند ماهه ، اين تيم از ليگ دسته دوم حذف و به ليگ دسته سومسقوط خواهدكرد.
براساس حكم صادره اين كميته در خصوص بازيهاي اين تيم درهفتههاي چهارم پنجم، ششم و هفتم به ترتيب مقابل تيمهاي نيرو محركه قزوين، استقلال جنوب تهران، مقاومت تهران و دانشگاه آزاد لنگرود كان لم يكن تلقي و امتيازات اين ديدارها در جدول محاسبه نخواهد شد ونتايج به دست آمده نيزاز جدول مسابقات حذف ميشود.
http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-154/8612272653164527.htm
نتیجه شمارش آرا در حوزه انتخابیه شوشتر و گتوند اعلام شد.
براساس اخبار منتشره در حوزه انتخابیه شهرستانهای شوشتر و گتوند از مجموع ۹۳۸۷۵ رای ماخوذه آقایان سید محمد سادات ابراهیمی و حیدر سیدی به دور دوم راه یافتند.
در این دوره از انتخابات حدود ۵۹ درصد از مردم شهرستانهای شوشتر و گتوند در انتخابات شرکت کردند که آقای سید محمد سادات ابراهیمی ۱۹۲۹۹ رای و آقای حیدر سیدی ۹۰۱۵ رای را به خود اختصاص دادند.
براساس اعلام وزارت کشور مرحله دوم انتخابات هشتمین مجلس شورای اسلامی در نیمه دوم اردیبهشت ماه انجام خواهد شد.
ببخشيد كه خيلي وقته نتونستم وبلاگ رو به روز كنم ، اما اين دفعه سعي مي كنم با دست پر بر گردم و بعد از ۲۴ اسفند يه تحليل كلي از نحوه بر گزاري انتخابات و نحوه عملكرد تبليغات كانديدا كه واقعا در بعضي موارد جاي تعجب و شاخ در آوردن داشت واستون مي نويسم!!!
آدم شك مي كنه كه راي بده يا نه
البته اميدوارم ۲۴ اسفند همگي پاي صندوق هاي راي باشيم و سر نوشت خودمونو تعيين كنيم اونم با انتخاب فرد اصلح!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته زياد نمي خواد پيگير نتيجه انتخابات باشيد آخه ...
اما به خاطر شهرتون هم كه شده حداقل به كسي راي بديد كه ۲ كلمه حرف زدن بلد باشه آخه ديگه بقيه كارا حتي دست ايشون هم نيست و ماشاالله كانديدا تا اونجا كه تونستن سر همه كلاه گذاشتن!!
آخه نماينده اي كه نمي دونه وظيفش چيه و مي خواد بره مجلس چيكار كنه چه بدرد ميخوره؟؟؟
چند سوال كلي كه اگه واقعا بهشون فكر كنيد ميفهميد كه اصولا اكثر نامزدهاي انتخابات توجيه نشدن كه كار نماينده مجلس چيه!!!
۱- آيا وظيفه نماينده آسفالت كردن خيابونه يا حفر فاضلاب؟
۲- آيا نماينده ميشه مربي يه تيم ورزشي؟
۳- آيا نماينده پيمانكار پل ميشه كه ميگه من ۳ تا پل ديگه ميسازم يا نكنه فكر كرده خداي نكرده ايشون جزء قشر زحمتكش كارگران قرار بشن؟
۴- آيا نماينده قرار فردا كه رفت مجلس خداي نكرده واسه حوزه انتخابيش كاري كنه؟
۵- آيا نماينده اصلا ديگه قراره اينورا پيداش شه يا مثل ديگران دوباره وقت انتخابات دوره بعد بر مي گردن و اونم با كلي عملكرد مفيد؟
و هزاران آياي ديگر...
موفق باشيد و فردا صبح زود همگي به فرد اصلح راي بديدت!!!!
نكته: "اصلح شخص حقيقي نيست"
يكي از مهمترين وظايفي كه شهرداري ها به عهده دارند و بخش اعظمي از فعاليتهاي شهرداري ها را به خود معطوف مي سازد ارائه خدمات شهري مناسب به تمام شهروندان است.
خدمات شهري شهرداري ها عبارتند از : آسفالت معابر ، جمع آوري زباله ، ايجاد اماكن رفاهي و ...
بقیه در ادامه مطلب
در مورد بحث زیباسازی شهری تنها ۲ نکته ناگفته باقیمانده که جا دارد در اینجا گفته شود.
یکی در مورد اقدامات اخیر شهرداری مبنی بر تعیین مدت زمان ضرب الاجل به صاحبان زمینهای بی استفاده در سطح شهر می باشد....
بقیه در ادامه مطلب
يكي از عواملي كه در شهر سازي مدرن امروزي قابل توجه است محيط شهري است،محيطي كه بتواند علاوه بر بر طرف كردن نيازهاي مادي و اساسي مردم به نيازهاي روحي آنان نيز توجه كند.
زيبا سازي محيط شهري علاوه بر زيبايي شهر باعث آرامش روحي مردم مي شود.سر سبزي و نوسازي وايجاد اماكن مناسب تفريحي مي تواند بسيار كارگشا باشد.
بقیه در ادامه مطلب...
در روزهاي اخير شهرداري شوشتر دستخوش تحولات جدي بوده است.مسئوليت اين ارگان اساسي شهر به يكي از مجرب ترين مديران شهري واگذار شد.
جناب آقاي مهندس موسي مجتبايي كه در سالهاي گذشته به عنوان رياست دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر مشغول به فعاليت بوده و توانست اين واحد را به عنوان يكي از واحدهاي نمونه در سطح استان و منطقه مبدل نمايد.
اميد است اين مدير دلسوز بتواند در امور شهرستان همچون ديگر مسئوليت هاي گذشته خود موفق بوده و به پيشرفت شوشتر كمك نمايد.
اما يك گفته جناب مهندس مجتبايي جاي بسي تامل دارد:
آيا واقعا "شوشتر شهري است كه مردمش انتظار دارند"
انتظار مي رود شخصي كه به عنوان شهردار انتخاب شده ديد گسترده تري داشته باشند و چشم اندازهاي روشني براي پيشرفت شهر مد نظر گرفته باشند و شوشتر آن شهري نباشد كه مسئولين شهري اتنظار داشته باشند.
به علت گسترده بودن فعاليت هاي شهرداري و اهميت اين ارگان سعي مي شود فعاليتها و عملكرد اين ارگان در چند بخش مختلف به نقد و بررسي درآيد.
در اين وبلاگ قصد ما پيشرفت و ترقي شهرمان مي باشد و قصد داريم با ارزيابي عملكرد ارگانهاي دولتي و خصوصي به بهبود وضعيت شهرمان كمك كنيم.
شهرستان شوشتر با قدمتي چندين هزار ساله يكي از مناطق محروم استان خوزستان مي باشد.اين پير باستاني اكنون چند سالي است كه به ورطه فراموشي افتاده و از هرگونه پيشرفت و ترقي فاصله گرفته است.
شهرستان شوشتر كه از لحاظ قدمت پس از شهرستان شوش،باستاني ترين شهر استان خوزستان مي باشد،متاسفانه نتوانسته از اين استعداد بالقوه خود استفاده كند و با جذب گردشگر و مرمت آثار تاريخي خود به پيشرفت مناسب دست يابد ، كه البته در اين ميان مي توان به فعاليت هاي اخير اداره ميراث فرهنگي شهرستان اشاره كرد كه اميد است اين اقدامات بتواند به معرفي پيشينه تاريخي شهرستان شوشتر كمك كند.
در اين راستا مي توان از شهرداري شوشتر نيز انتظار داشت كه با زيبا سازي محيط شهري و ايجاد فضاي سبز و اماكن مناسب تفريحي-توريستي به پيشرفت اين شهر كمك كند.
از اين پس هر هفته به بررسي و عملكرد يكي از ارگانهاي شهرستان مي پردازيم.